گویش کفرانی

 

فارسی             

کفرونی

 

رفتم

بِیشِیم

رفتی

بِیشِی

رفت

بِیشا

رفتیم

بِیشِیم

رفتید

بِیشِی

رفتند

بِیشِیند

 

آمدم

بومه یون

آمدی

بومه ی

آمد

بومه

آمدیم

بومه یم

آمدید

بومه ی

آمدند

بومه یند

 

نشستم

هانیشتِیون

نشستی

هانیشتِی

نشت

هانیشت

نشستیم

هانیشتِیم

نشستید

هانیشتِی

نشستند

هانیشتیِند

 

کشیدن (وزن کردن)

وِدارتِمن

دفعه ، نوبت

پَسّا

قرعه

وِرَز

منتظر ، کاری را گردن کسی انداختن

پٌنا

کهنه

کِنه ، لِشکه

 

مسجد

مَچِو

خونه

کیه

اتاق

گنجه

در

بِر

دالان

دعلوج

کفگیر

بَره ، بَری چی

قاشق

کَمچه

الک

کَم ، کیمی

کفش

اورٌسی

کاه

کَخ

لحاف

جٌخ مٌو

تشک

نالی

قاصدک

خاله اٌو هاره

آبشخور

سَنگٌو

طناب

طِناف

ولرم

میلول

آب

اٌو

خوشمزه

خاش

بدمزه

نخاش

ولرم

میلول

بزرگ

بِله

 

پدر

پووٌ ، بابا ، بوبا

مادر

موما ، ماما ، ما

برادر

بِرا

خواهر

خٌخ

نوه

نِوه

پدربزرگ

بابله ی

مادربزرگ

مام بله ی

عمو

عامو

عمه

عامه

دایی

دایی

خاله

خاله

بچه

وِچه

 

حیوان

حیوٌن ، جَک و جِنِوِر

گاو

گا ، مَگا

سگ

کووه

گربه

میلی

خرچنگ

کالیژین

آب دزک

واره سٌونه

رتیل

بٌل

قورباغه

مِقور

سنجاقک

سوزٌنی

جغد

کوکووه

خفاش

شِوپَرَک

 

 

عروسک

آرچی

زالزالک

کِوِج

سیب

سُو

هندوانه

هیندِگُنه

خرما

اُورما

مرغ

کَرک

جوجه

/ 8 نظر / 126 بازدید
علی قدیری

من یه پرنده ام ارزو دارم توبالم باشی حالا من یه خونه ی حالاتنگ وتاریکم [شکست][ماچ][گاوچران]

باعرض سلام و وقت بخیر و باتشکر از وبلاگ بسیارخوبتان. تکنولوژی افق نماینده دوربین مداربسته سامسونگ،انواع باتری، یو پی اس،تجهیزات شبکه و نمایندگی انحصاری نرم افزارNuuoدر کشور می باشد. بامراجعه به سایت مارا از نظرات و پیشنهادات خود بهره مند نمایید.باتشکر www.ofoghtech.ir

نسیم

بیکار تر از خودت کسی رو سراغ داری؟

علی

[دلقک]اولی: یک ماشین حساب به یک دانش اموز چی میگوید؟ دومی می گوید می توانی رومن حساب کنی!!!!!![خنده]

علی

[رویا]پسر:پدر !میتونی توی تاریکی بنویسی ؟ پدر:بله !چی مخواهی بنویسم ؟پسر"اسمت را پایین کارنامه!!!!!!!!!!!!!!!! [نیشخند]

کاظم

سلام واقعا پست عالی بود اگر اهل تبادل لینک خبرم کن به ما هم سری بزن

کبوتر زیبا

دوباره سلام دو سه چندتا مطلب 1. این تاریخ 1394/1/24 از کجا در اومده؟؟؟؟!!!!!! 2. من نتونستم مطلبی جدیدی (بعد از موضوع گویش کفرونی(ولتی یا همون ولایتی خودمون)) پیدا کنم؛ یعنی حدودا سه ماه و خورده ایه که مطلب نگذاشتید. خودم هم دچارش شدم که مدتها نشده، اما حیفه، نیتجه اش پریدن مشتریاس 3. یه دو تا پیشنهاد: به ترتیب از اولین شهید شروع به درج زندگینامه، بخش از وصیت ، تصویر از شهید و گفتگوئی با پدر، مادر، همسر یا فرزند یا یکی از بستگان درجه یک کن حتی عکسه پدر شهید رو هم درج کن، تأثیر خوبی میگذاره . 4. برو بچه های موفق محل رو شناسائی و مصاحبه و معرفی کن راستی کاسب نیستیا، مسابقه رو میگم ، ما رو قابل نمیدونی یا جنس برا فروش نداری؟!! و اما: واقعا خسته نباشی، تو شرایط محدود و گیر و گرفتاریهای اونجاها واقعا جای تقدیر داره که تا اینجای کار اینجوری ادامه دادی، امیدوارم موفق باشی. یا حق

خسره = یخ کره = سرما خره پازی کرو = دردی کرو = درد میکنه بال = قبول بال نیو = قبول نیو